معرفی کتاب قصه گو

اثر ماریو بارگاس یوسا از انتشارات نشر چشمه - مترجم: یحیی خوئی-ادبیات رئالیسم جادویی

ارسال شده توسط ایران کتاب در تاریخ دوشنبه 30 مرداد 1396
در یک گالری کوچک در فلورانس، یک نویسنده پرو در عکس یک داستانپرداز قبیله ای اتفاق می افتد. او با حس احمقانه ای که او این مرد را می شناخته است، غلبه می کند .... داستانپرداز نه تنها یک هندو، بلکه یک دوست قدیمی مدرسه نیست. نویسنده شروع به تصور تبدیل زوراتس از مدرن به یک عضو مرکزی از قبیله Machiguenga unculculated.


خرید اینترنتی کتاب قصه گو
معرفی کتاب قصه گو
جستجوی کتاب قصه گو در گودریدز

معرفی کتاب قصه گو از نگاه کاربران
مبدل شدن به مردی که حرف میزند عبارت بود از افزودن امر غیر ممکن به انچه فقط با عقل سلیم سازگار نبوده است.عب نشینی در زمان
از حد شلوار و کراوات
تا حد لنگ و خالکوبی،
از زبان اسپانیایی،تا زبانخشک و اتصالی ماچیگنگها
از عقل تا جادو
از مذهب یکتاپرستی یامذهب لاادری غربی تا جانگرایی کافرانه
چیزی است که هضم آن دشوار استولی باز هم با مقدری تلاش تخیل،امکان پذیر مینماید.
اما موضوع دیگری مرا با ظلماتی مواجه میکند که با وجود تمام کوششهایی که برای راه بردن به ان به کار میبرم،
هر دم غلیظ تر میشود
.
.
کتابی مصور کننده از روشنفکری نابغه!!

مشاهده لینک اصلی
یکی از موارد کمی زمانی که من نمیخواهم کتاب را تمام کنم و بخواهم داستان را ادامه بدهم و در آن به ابدیت ادامه بدهم. *** Selama membaca kisah ini aku juga jadi bertanya dan berteori seperti apa jadinya suku leluhurku، yang merantau dari Pulau Samosir ke tanah Simalungun، jika tidak ada misionaris dan penguasa colonial yang ingin @ memodernkan @ merkeka؟ Jika aku hidup di era itu، seberapa berani aku meninggalkan kehidupanku seperti mascarita؟

مشاهده لینک اصلی
وقتی این کتاب را شروع کردم، به دلیل زبان، احساس کردم که من به خانه برگشتم. این احساس ما زمانی اتفاق می افتد که ما چیزی را آشنا و عزیزمان برای ما می بینیم. این اتفاق می افتد زمانی که خوانندگان پرتغالی، لوسو-آفریقایی و همچنین نویسندگان آمریکای جنوبی را خوانده ام. من برای خواندن اجباری آماده شدم و کتاب را در دو مرحله به پایان بردم. متأسفانه، در پایان چند صفحه، من با این داستان مبارزه می کردم، یا به نحوی که داستان داستان ماسکاریتا و وسواسش با یک قبیله آمازون، Machiguengas است. ماریو وارگاس لوسا یکی از نویسندگان است که می توانم هر دو را دوست دارم و متنفرم من از این کتاب نفرت نداشتم، اما خودم را فهمیدم که جهنم مردی است که در اینجا نوشته است ... هیچ چیز بسیار معنی نمی کند و من خودم را متبحر با نویسنده می دانم. او چگونه داستان زندگی مردم را پیچیده می کند ، ظاهرا خیلی ساده، خیلی نزدیک به طبیعت و مرتبط، فراتر از من است. @ Falador @ یک کتاب است که عمدتا بر قبیله پرو، Machiguengas و در راه دیدن جهان، پر از خرافات، واقع گرایی جادویی و پیوند نزدیک که با طبیعت و مکان هایی که آنها برای زندگی انتخاب می کنند، وجود دارد. این مساله حضور و کار موسسات و سازمان های مختلف است که حتی اگر با اهداف خوب، اسلحه و چمدان را به این قبایل منتقل کنید تا به آنها کمک کنید. آنها ابزارهایی برای انجام کارهای متفاوت به آنها می دهند، آنها مفهوم کار پرداخت شده و مزایای تنظیم جوامع را به آنها می دهند و اجازه می دهد آنها را عروس بگیرند. بعضی از این سازمان ها از مزایای استفاده از کلمه خداوند در میان این قبایل استفاده می کنند، به طوری که، کمی بعد، آنها از اعتقادات خود دور می شوند و مسیر درست نجات را پیدا می کنند. ، به عنوان یک جامعه مدنی به اصطلاح، می توانیم به آنها آموزش دهیم؟ آیا ما این قبایل، این جوامع را می خواهیم تا با ما برابر شوند؟ آیا این همان چیزی است که ما به خواست خود ایمان آوردیم و هویت خود را از دست دادیم و به سمت انقراض رفتیم؟ آیا ممکن است که آنها برای ادامه دادن به خودشان ادامه یابند، تا در حال حرکت باشند تا آفتاب را از سقوط و جهان برای همیشه در تاریکی نگه دارد؟ اساسا، سوال بزرگ این است که این افراد برای ما چه چیزی نیاز دارند؟ به هر حال، پیام به طور کلی جالب است، اما من نمی توانم بگویم که من این کتاب را دوست داشتم. من با شیوه ای که او به داستان می گوید شناسایی نشده است. کتاب را اشتباه گرفتم و ساختار یافتم. اگر این اولین کتابی بود که ماریو وارگاس لووسا خوانده بود، احتمالا دیگر از او خواندن نخواهد داشت. خواندن خوب!

مشاهده لینک اصلی
اولین چیزی که می گویید این است که آیا این رمان را درک نمی کنید تا زمانی که متوجه شوید که Tasurinchi نام یا نه تنها یک نام نیست بلکه برای اشاره به خالق Machiguengas God، و همچنین هر مرد محترم در جامعه، حتی به خود . این در واقع تنها چیزی است که نزدیک به نامی است که در داستانهای قبیله استفاده می شود تا استفاده مکرر از آن یک حس واحد یک ارگان جامعه را به اشتراک گذاشتن دانش و حتی به اشتراک گذاشتن احساسات من تجدید می کند به طور معمول یک رمان را به عنوان یک داستان خواند، نه شکار برای تم و پیام ها و درس ها، اما این یکی از تفکر و بازتاب های زیادی را تحریک کرد. به طور واضح نویسندگان نیز قصد دارند، زیرا بسیاری از این کتاب به عنوان داستان غیر داستانی با نویسنده سعی در پیدا کردن و درک دوست خود دارد و همچنین ذهن خود را مستقیما در مورد مسائل مربوط به جذب، فرهنگ و تنوع گنجانده شده در تعامل غرب @ تمدن @ با مردم Machiguenga آمازون. در نهایت او به عنوان شخصیت در رمان هیچ نتیجه ای در مورد اینکه آیا مردم آمازون باید محافظت شوند و مجاز به حفظ فرهنگ خود باشند یا اینکه آنها باید در معرض دنیای مدرن قرار گیرند و به آن جذب شوند، دست نیافته است. با این حال، به نظر می رسد که وارگس لوسا در نقش او به عنوان نویسنده به شدت با نظرات ستایشگرش Saùl مخالفت می کند. نیمی از رمان توسط Tasurinchi داستان افسانه ای با رنگ، زرق و برق و هدف زنده است. به جای نشان دادن یک قبیلوی اولیه، می بینیم که یک فرهنگ قوی و عمیق در هماهنگی و تعادل با جهان طبیعی و حفظ یک سیستم پیچیده ای از باورها وجود دارد. این یک کتاب آسان برای خواندن نیست. من واقعا از همان ابتدا شروع کردم وقتی متوجه شدم سوء تفاهم شده است که Id را خوانده ام. من فکر می کنم کتابی است که در آن هر بار با هر بار خواندن مجدد، بیشتر و بیشتر از آن استفاده می کنید. شما را مجبور به فکر کردن و سوق دادن به نگرش خود به پیشرفت، فرهنگ، تنوع، اقلیت ها، حتی ناتوانی و ناقص بودن فیزیکی (در میان دیگران)

مشاهده لینک اصلی
من این کتاب را دوست داشتم! این فرض ساده است، مرد فکر می کند که یک دوست قدیمی را در یک عکس به رسمیت می شناسد، به جز عکس یک قبیله در جنگل آمازون دور از زندگی متمدن او در پرو گرفته شده است. بنابراین Vargas Llosas را از بین می برد زیبایی و غافلگیر شدن از دوستی ها و راه های عبور از آن، اما این داستان با وارد آوردن مجموعه ای وسیع از سؤالات اخلاقی و سیاسی که در میان مردم جنگل اتفاق می افتد، سوخت را به آتش می کشد. زیبایی و تروریسم جنگل ها بوسیله داستانگوشی قبیله. داستان ها خنده دار، خشن و نبوی است. وارگاس لووسا طرح را در طول دوره های مختلف نگه می دارد، بازتاب های شخصیت های اصلی و داستان های دایره ای جنگل. نه تنها داستان های جالب توجه است، بلکه در مورد این افراد خیلی بیشتر یاد گرفتم. فرضیه اخلاقی جالب است. دانشمندان این افراد را مطالعه می کنند که از پذیرفتن خود رنج می برند، اما با تزریق دنیای ما به دنیای آنها، چیزها تغییر می کنند و نه همیشه برای بهتر شدن. این داستان یکی از مهمترین هاست و نباید از دست رفته باشد. تقریبا یک سال بعد این کتاب را به زبان اسپانیایی خواند. من بخش Machiguenas را به دلیل بسیاری از کلمات نا آشنا خواسته ام که بیشتر به چالش کشیدن مراجعه کنند، نه فقط اسپانیایی، بلکه در اصطلاح مادری هم مخلوط شده اند. یک نکته که در نسخه انگلیسی از دست دادم این بود که دوستی که دارای علامت تولد عظیمی بود که نصف صورتش را تحت پوشش قرار می داد @ Mascarita @ یا @ Masked One @ نامیده می شد، با The Storyteller Tasurinchi گفتگو کرد که چگونه نقص تولد او را مناسب به این افراد ملحق شوید او از دنیای غرب غرق شده بود و می خواست به افرادی تبدیل شود که توسط کارتل ها، مبلغان، شرکت های نفتی و حتی زبان شناسان مورد مطالعه قرار گرفتند. وارگاس لووسا در فصل آخر داستان عجیب و غریبی را در مورد دوستش ایجاد می کند و این باعث می شود تا بسیاری از مسائل اخلاقی در اینجا بحث شود.

مشاهده لینک اصلی
حتی پس از یادگیری بیشتر در مورد این کتاب و نویسنده در یک برنامه کتابخانه، حتی دانستن ماریو وارگاس Llosa جایزه نوبل در ادبیات اهدا شد، هر چند که هر صفحه نسبتا با اهمیت ادبی معروف قلمداد، من با افتخار ادعای وضعیت middlebrow من با تقلید این آشفته کتاب چه کسی تلاش کرد تا بگوید؟ هیچ داستان در The Storyteller وجود ندارد. بسیاری از داستان های عامیانه، اسطوره های خلق، و قطعه های شناخته شده از دیدگاه ابتدایی بازنویسی می شوند، اما آنها به شیوه ای غیر دوستانه به خواننده ارائه می شوند، به طوری عمدا دشوار است که خصمانه باشد. و اگر من می خواهم خصومت، آن را به شیوه ای قدیمی تبدیل شده است: من به دنبال مبارزه با نوار و یا چند دقیقه از فاکس نیوز. من قطعا یک کتاب را انتخاب می کنم که متضاد بین کسل کننده و غیر قابل درک است. حتی فاکتور اولیه داستان (نویسنده یک عکس می گیرد که به یک دوست قدیمی کالج یادآوری می کند و تصور می کند که چه چیزی ممکن است برای او اتفاق افتاده باشد) مشکوک است. نويسنده در هيچ جا به مخاطب خود توجهي به اين قضيه نميدهد. چه کسی در بخش @ tribal @ صحبت می کند؟ نویسنده، تصور دوست خود را؟ کالج دوست داستاندار؟ خدا؟ برخی از مسافران بی نام و نشان بی نام؟ هیچ شیفت فرهنگی توضیح داده نشده است. حتی واژگان کلمات قبیله ای که به صورت آزادانه استفاده می شوند، به اندازه کافی ترجمه می شوند. اگر شما اصلا نمیدانید اصطلاح @ Tasurinchi @ به معنای خودتان است، شما غرق شده اید. خواننده ناامید، حداقل تا چندین فصل نهایی، زمانی که نوازندگان صدای دوباره ظاهر می شوند، از برخی از موازی های ساده نسبتا ساده ای که باید از آشنایان آشکار شده است، رها شده است. نظرسنجی کتاب نیویورک تایمز این را به نام \"Wargas Llosas\" کتاب جذاب و قابل دسترس است. اگر این کار را بکنید، از کارهای دیگرم با خجالت و عزم شادی اجتناب خواهم کرد.

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب قصه گو


#جایزه نوبل ادبیات - #ادبیات داستانی - #داستان درام - #ادبیات رئالیسم جادویی - #ادبیات مدرن - #ادبیات پرو - #دهه 1980 میلادی - #انتشارات نشر چشمه - #ماریو بارگاس یوسا - #یحیی خوئی
#انتشارات نشر چشمه - #ماریو بارگاس یوسا - #یحیی خوئی
کتاب های مرتبط با - کتاب قصه گو


 کتاب صد سال تنهایی
 کتاب ماتیلدا
 کتاب رد گم
 کتاب مرگ در آند
 کتاب راه گرسنگان
 کتاب قصه گو