همین که زن پا به درون کافه گذاشت، بوی دود توتون و هوای نمناک و چسبناک به او هجوم آورد. از زیر باران به آنجا وارد شده بود و هنوز قطرههای آب، مانند ژالههای ظریف، بر روی کت خز زنان داخل کافه میلرزیدند. هنگی از پیشخدمتها با پیشبندهای سفید با آهنگی منظم به میزها سر میزدند و سفارش مونیخیهای در حال فراغت را برآورده میکردند: قهوه، کیک و شایعه
خرید کتاب زندگی پشت زندگی
جستجوی کتاب زندگی پشت زندگی در گودریدز
معرفی کتاب زندگی پشت زندگی از نگاه کاربران
[3.5] چند بار تعجب نکنید اگر این امتیاز را به عقب و جلو بین چند تا سه بار تغییر دهید. در طول چند روز گذشته Ive احساس گرم و فازی نسبت به این کتاب را با وجود نقص آن، اما برای 150 صفحه اول من اغلب شدیدا تحریک شده است. اول از همه، این واقعا واقعا علمی تخیلی و یا فانتزی نیست. واقع گرایی سحر و جادو به همراه چند صفحه تاریخ متناوب. اورسولا به سادگی مجددا به یک زندگی مجددا تبدیل می شود - همیشه در همان روز در سال 1910 متولد شده است، اما هر چیزی از چند دقیقه تا سن بازنشستگی زندگی می کند. او بسیاری از دیاو وو و سایر پژواک هائی را که از اعمالشان سر در می آورد، تجسم می کند و بارها و بارها او را تجربه می کند، مثل اینکه در حافظه ضمنی نگه داشته شوند. دیگران در اطراف او به نظر نمی رسد تجربه یکسان و وجود دارد که بسیاری از تفاوت های مختلف در جهان در هر سفر (هر چند برخی وجود دارد). خیلی شبیه یک بازی ویدئویی: بازی، شروع دوباره؛ آنفولانزا 1918 و حمله رعد اسا، دو نفر از کارفرمایانی هستند که ضرب و شتم دارند. اکثر خوانندگان احتمالا خوشحال هستند که فقط کتابهای کوتاهی از هر زندگی در کتاب هستند، در حالی که استفاده از این ایده بیشتر آوانگارد ممکن است چیزی شبیه یک بازی نقطه تفاوت در کلمات ایجاد کند. من فقط این را انتخاب کردم چون این سال من می خواستم چند رمان جدید خوب را قبل از اعلامیه بلند مدت Booker بخوانم تا زمانی که من می توانستم آگاهی آگاهانه در مورد آن را Id اغلب می خواستم زمانی که من جوان بودم. کیت آتکینسون عناوین زیادی دارد اما من هیچوقت از رمانهایش خوشم نمیآید زیرا داستانهای واقعی بسیار باهوشتر از چیزی است که من تصور میکنم و میخواهم. (پشت صحنه در موزه: اگر فقط این یک رمان خنده دار قدیمی انگلیسی بریتانیا در مورد کارکنان یک موزه، داگلاس آدامز- esque با برخی از سبک تام شارپ سبک بود. Emotionally عجیب و غریب: نوجوان goth / emo که به طور جدی توسط هیچ کروک انسان: مشاهدات بی رحمانه در مورد طبقات بالایی مانند دنیای ادوارد سنت آوبینز بدون هیچ گونه سوء استفاده و اعتیاد بسیار زیاد است. تاریخچه های مورد: یک دکتر ریاضتمند و معقول و نه به عنوان سامانتا که در لغت شهود دیده می شود، اما نه حساس گرا و به ندرت در مورد قتل های زود هنگام شروع می شود سگ من: یک مرد پیرمرد تودید که پیاده روی زیادی می کند.) چیزهایی که باعث ناراحتی من در زندگی پس از زندگی می شوند بیشتر چیزهایی است که ممکن است انتظار داشته باشید که در هر بازار مزاحم نشوید. رمان تاریخی وسطی قرار گرفته است. من می توانم در مورد داستان های تاریخی بسیار بی رحم صحبت کنم و نمی خواهم بیشتر از آن را بخوانم اگر این کار را برای این تمرین پیش بوکر نداشته باشم، اما من تصمیم گرفتم که رمان های جدید را بخوانم تا زمانی که تصمیم بگیرم، جذاب به نظر می رسد. یا طبیعت زندگی که در مکالمه های اتفاقی مثل کلاکسون ها صدایی داشت: به عنوان مثال @ روزی یک زن نخست وزیر باشد، شاید حتی در طول زندگی ما @؛ @تو فقط یک بار زندگی می کنی@. (برعکس من دوست داشتم دانستن چیزهایی مانند Admiral Crighton وdont به Sleie @ بخوابم.) در قسمت قبلی کتاب، روایت بر روی مادر اورسولا Sylvie متمرکز شده است، و افکار او به نظر می رسد طراحی شده برای حمله به وتر با برخی از Mumsnet متوسط زن از حالا - به هیچ وجه احساس نمی کند که مردم در گذشته فکر می کردند. بعدها Sylvie به نظر می رسید مناسب بود، و من کتاب را بیشتر دوست داشتم زمانی که تمرکز به افکار خود Ursulas تحویل داده شد زمانی که او موفق به زندگی به بزرگتر. او در همان سال به عنوان یکی از مادربزرگهای من متولد شد، اما به نظر می رسد جامعه ای تر و کم نظیر، مانند دیگر پدربزرگ و مادربزرگ های دیگرم یا کسی که می توانم در یک مستند مصاحبه کنم؛ در بسیاری از تکرارهای پس از آن رشد کرده بود او بسیار دوست داشتنی بود و به من کمی از Bel از The Hour یادآوری کرد. بسیاری از مردم این کتاب را نامنظم نامیده اند، بنابراین احتمالا در مورد من بیشتر درباره آن می گوید وقتی که می گویم - کنار از چند صحنه - بسیار دنج بود. من در مورد سیاه و سفید و \u0026 amp؛ فیلم های فرانسوی سفید با انتهای ناراحت ... اما این واقعا به نظر می رسد یک رمان انگلیسی باهوش، فقط با چند رویداد سخت تر. یک دقیقه پیش من داستان داستان های تاریخی را تقبیح کردم، حالا احساس می کنم چیزی به من یاد داده است - اما بعد از آن، در مورد جنگ جهانی دوم به منافع شخصی امیدوار شدم. شاید به این دلیل که هنگامی که شما شنیده می شد مردم زندگی می کنند در مورد تجربه خود در مورد چیزی صحبت می کنند، آنthe @ گذشته کاملا به همان شیوه ای است که شما فقط می توانید از کتاب ها و \u0026 amp؛ مصنوعات زندگی پس از زندگی باعث شد که من واقعا درک کنم که نوستالژی انگلیسی برای جنگ. اورسولا معمولا در دفاع مدنی کار می کند و این احساس کار با هم برای انجام کارهای مهم در میان وقایع درام، نحوه برخورد با مردم و خیلی خونسردی برای انجام این کار، زمان زیادی را صرف فکر کردن به چیزی می کند که به من یادآوری می کند از همه بیت های خوبی از کار قبل از هر بار من سوخته. و او خیلی دوستانه تر است و بسیار گرم تر احاطه شده است از مادربزرگ من در حساب های خود را از زمان (هر دو خارجی بودند به طوری که منحصر به فرد بودند اما فقط به خصوص به طور کلی اجتماعی بود). فیلمها و صحبت کردن با سر حسابها معمولا تنها فضای کوچکی برای افزودن چند دوست دارند، اما در اینجا ...
مشاهده لینک اصلی
4.5â ... ... تولد، زندگی، مرگ در یک نمایشگر مجازی انتخابی خود را از استعداد ادبی. جنگ بزرگ، افسردگی، ظهور هیتلر، جنگ جهانی دوم و همه چیز ممکن است که ممکن است به یک دختر بچه در سال 1910 اتفاق بیافتد. اوسولا تاد این کودک است و به نظر می رسد که توسط فلسفه ها، پیشگویی ها و مکرر بودن از دا ججو وو. او چیزهایی را که ممکن است یا ممکن است رخ نداده باشد به یاد می آورد (چگونه می دانیم؟). او از رویاهای تکراری در مورد چیزهایی که ممکن است یا ممکن است نتواند عبور کند وحشت زده می شود و او اغلب احساس می کند دقیقا چه می داند چه اتفاقی می افتد. این داستان او، گیج کننده، گیج کننده و جذاب است. در وسط حباب در انگلستان، یک نوزاد با بند ناف گرد گردن او متولد شده است. â € œ عجله یخ زده از هوا، یک جریان انجماد یخ در پوست تازه در معرض است. او بدون هشدار بیرون از درون است و جهان آشورهای گرمسیری ناگهان تبخیر شده است. در معرض عناصر یک نخود پوست کنده، یک مهره پوشیده شده است. بدون نفس. تمام جهان به این موضوع رسیده است. یک ریه breath.Little، مانند بال های سنجاقک که در فضای خارجی شکست ناپذیر است. بدون باد در لوله محکم. وزوز یک هزار زنبور عسل در مروارید کوچک آویزان گوش. Panic. دختر غرق شدن، پرنده سقوط ... . کمی قلب یک قلب کوچک بی نظیر که به شدت ضرب و شتم دارد. ناگهان مانند یک پرنده از آسمان افتاد. تنها یک شات. سقوط کرد. »\nخوب، این یک راه شگفت انگیز برای شروع داستان / اورسولا تاد بود! سپس اتکینسون یک سناریو دیگر را ارائه می دهد که دکتر از طوفان عبور می کند و او به موقع به مادر می رسد و قیچی جراحی برای بریدن بند دارد. چطوری و این داستان ادامه می یابد، نوعی. @ Darkness @ چندین بار می افتد من نمی دانستم که چگونه بسیاری از زندگی ممکن است اورسولا لذت برده یا تحمل کرد (بعضی از آنها قطعا ساده تر از دیگران بودند)، اما آنها همه جالب بودند. چیزی که من از آن لذت نبردم، در حال حرکت به جلو و عقب در زمان و همچنین بین زندگی بدون هیچ گونه کمک بصری بود - به عنوان عنوان در هر صفحه به یاد من دوره ای که من در مورد خواندن بود. او زندگی می کند در وسط حمله رعد اسا، حفر اجسام از آوار. . . یا شاید او هنوز در آلمان است. . . یا شاید در واقع برای دولت کار می کند. . . فصل اول نوامبر 1930 است، سپس ما به فوریه 1910 و برخی از گزینه های تولد حرکت می کند. سپس به سال 1914، به سال 1910، به سال 1915 و 1918 برمی گردیم. ما در نهایت به سال 1945 می رسیدیم. اگر این تاریخها را در بالا یا پایین هر صفحه داشته باشیم، چیزی، بصری \" . (و یا مقاله رنگی مختلف، مطمئنا، مثل این اتفاق می افتد!) همانطور که بود، اولین بار در مورد شخصیت بالغی که در یک فصل گذشته به عنوان یک کودک فوت کرده بود، خواندنش را درک کردم. سپس آن را گرفتم. این یک گزینه متفاوت بود. شخصیت های مشابه اما پس از آن داستان ممکن است به عقب برگردد و سپس یک دوره زمانی تکرار شود و این شخصیت به طور کامل کار دیگری انجام می دهد (همانطور که اورسولا، البته). و بیشتر به کتاب، ساده تر آن بود که زمان و مکان را با هر نوع â € œendingâ € ما به سمت هدایت شده بود. من با خودم بود که نا امید شدم به ترک، اما من عاشق نوشته های اتکینسون و تصمیم گرفت به او اعتماد کند. بخش شگفت انگیز این است که چگونه اتکینسون مدیریت می کند تا ما را به طبیعت پایه ی اورسولا (شخصیت، استعدادها و ضعف هایش)، بدون توجه به شرایطی که در آن قرار گرفته است، متصل کنیم. من به یک راهنمای بهتر نیاز داشتم، اما این خیلی خوب است که پنج بار کامل در نمودار می شود. چه نویسنده ای
مشاهده لینک اصلی
اولین رمان کیت اتکینسون، صحنه های موزه، با دو کلمه شروع شد: @ من وجود دارم! این یکی میگه، @ من هستم! من دوباره هستم و دوباره @ زندگی پس از زندگی یک شگفتی است. یکی از رمانهای نوآورانه ای که تا به حال خوانده ام، غنی با جزئیات است، زیبایی گرفته و پر از سوالات متافیزیکی در مورد ماهیت زمان، واقعیت، و توانایی یک فرد برای ایجاد تفاوت چشمگیر بر اساس یک پیچ و تاب کوچک از سرنوشت. به طور خلاصه، شگفت انگیز است. در شب سرد و برفی در سال 1910، اوسولا تاد به زودی وارد می شود، یک بند ناف در اطراف گردن او، که مرده است. آن را خراشید. در شب سرد و برفی در سال 1910، اوسولا تاد به زودی وارد می شود، اجازه می دهد که یک بیداری شهوت انگیز، و انتقال امن در این جهان است. اوسولا تاد چندین بار در این رمان هیجان انگیز و قانع کننده و به روش های مختلف می میرد. اما هر بار او پیش بینی های ذاتی خود را برای کمک به او در جلوگیری از تله هایی که پیش از این رخ داده است، به دست خواهد آورد. این به این معنی نیست که نوشتن درباره زندگی دوباره و انتخاب های دیگر توسط نویسنده های معاصر انجام نشده است. لیونل شریور درباره زندگی موازی در جهان پس از تولد می نویسد؛ استفان کینگ در 11-23-63 و غیره به درستی وارد آن می شود. این رمان فوق العاده ای است که این رمان یک اکتشاف لایه ای و ظریف در مورد ماهیت زمان و واقعیت است. همانطور که دکتر اورسولس به او می گوید،Time یک ساختار است، در واقع همه چیز جریان دارد، گذشته و حال نیست، تنها در حال حاضر. @ در خانم Atkinsons جهان، یک شخصیت - Ursula - می تواند تجسم بسیاری از افراد مختلف، اغلب به عنوان یک نتیجه از یک تغییر کوچک. نگاه کنید - در اینجا اورسولا، یک مادر محافظت کننده قوی است. اما دوباره نگاه کن - حالا او معشوقه، الکلی، حتی یک قاتل است. هر حلقه Ursula معتبر است. و هر زندگی می تواند به راحتی اتفاق افتاده است. این روش منحصر به فرد و بسیار هیجان انگیز داستان افسانه ای است که تاریخ تاریخی دو جنگ جهانی و دینامیک خانواده های پیچیده را پوشش می دهد. حافظه Ursulas مانندcascade of echoes @ به عنوان خانم اتکینسون دوباره و دوباره به یک سوال اصلی بازگشته است: @ چه من هیچ واقعیت قابل اثبات وجود دارد؟ اگر چیزی فراتر از ذهن نیست چه می شود؟ با توجه به اینکه انتخاب ها و عواقب رشد می کنند، صحنه اغلب جزئیات کوچک را به نمایش می گذارد. کتاب خواندن اورسولا - یک کلاسیک فرانسوی یا کتابچه راهنمای مختصر پیتمن است؟ واکنش او به یک سگ گمشده است که از مسیر او عبور می کند؟ در سایر کتاب ها، جزئیات مانند این را می توان به راحتی بر روی؛ در زندگی پس از زندگی، آنها حیاتی می شوند. همه چیز می تواند قطره یک سیلندر - یک فشار ساده و یا یک تصمیم بی نظیر تبدیل شود. @ قبل از آن اینجا بود. او تا به حال هرگز در اینجا نبود ... همیشه چیزی غیر از دید، فقط در اطراف گوشه، چیزی بود که او هرگز نمی توانست تعقیب کند، چیزی بود که او را تعقیب می کرد. در یک لحظه، اورسولا به شدت می گوید: فكر كردن. شما فقط باید زندگی کنید پس از همه ما تنها باید تلاش کنیم و بهترین کار را انجام دهیم. ما هرگز نمی توانیم آن را درست کنیم، اما باید تلاش کنیم. اما اگر ما بیش از یک نفر داشته باشیم، چه می شود؟ آه، این سوال وجود دارد ...
مشاهده لینک اصلی
از کجا کتاب دریافت کردم: کتابخانه محلی من. محل: اورسولا در سال 1910 متولد شد یا در هنگام تولد فوت کرد. یا به عنوان یک کودک در اپیدمی آنفلوآنزا. یا زنده ماند مرگ در حمله رعد اسا. یا ادامه داد ... بله، کتاب بزرگ آن چیزی است که اگر داشته باشد. در یک سری از عکس ها، برخی بسیار کوتاه، دیگر به اندازه کافی بلند است که من شروع به فراموش کردن جایگزین وجود دارد، ما امکانات احتمالی زندگی که در آن شخصیت گاهی اوقات آگاه است که آنها ممکن است در جایی اتفاق می افتد را ببینید. این ممکن است او، اگر او می دانست چگونه، قادر به کنترل روند است. پیشرفته و من یک دوست، آنتونی پی، که کاملا به طور جدی در مورد این نوع چیز می نویسد. او ویژگی های هر دو دا ججو و تجربه های نزدیک به مرگ را به یک فرآیند پیچیده تجدید تجربی می دهد که من نمی توانم خوب توضیح دهم، زیرا فقط اولین کتابش را می خواند و نظریه ای را که پشت این نوع ایده بسیار جالب تر از شهود آن است، پیدا می کند . کیت آتکینسون کتاب هایش را بخواند، من تعجب می کنم؟ آیا او مانند بسیاری از ما دوست دارد که در مورد همه موجودات موجود در زندگی فکر کند؟ مثل بسیاری از افراد که به سن متوسط رسیده اند، می توانم انگشت خود را بیش از یک نقطه در زمان که من به راحتی می توانم فوت کرد. در واقع، یک روز بود که مادر من به راحتی می توانست تمام سه دختر خود را به یک جریان تند و زننده در کانال انگلیسی از دست داده باشد ... نوشتن داستان به اغلب با سوال «اگر چه؟» شروع می شود. بنابراین، به عنوان یک نویسنده، من این مفهوم را دوست داشتم. هر دو آن را دوست داشتند و از آن ترسیدند - این رمان به من حداقل یک شب بیخوابی را به من آموخت تا با امکانات کتاب، داستان من و آنچه در زندگی من زندگی می کند، مبارزه کرد. تنظیم این اقدام در چارچوب دو جنگ جهانی هوشمندانه بود؛ این فرصت را برای مرگ ناگهانی و غم انگیز غمگین کرد و یک اختلاف بسیار جالب را در مسیر زندگی اروسولوس فراهم کرد. این فقط داستان اورسولوس نبود. اتکینسون او را به شدت در چارچوب خانواده ای قرار می دهد که اعضای آن به طور کلی همه چیز را تغییر نمی دهند - حتی در سناریوهای مختلف، می توانید ویژگی های شخصیت خود را به طور قاطع در یک جهت مشاهده کنید. در کل، آنها یک دسته بسیار جالب هستند، و به آنها یک بازی خاطره انگیز از دوستان اضافه شده است. هر جا که زندگی اوورسولا او را می گیرد، او در چارچوب قرار می گیرد؛ دوباره، هوشمندانه. من شروع به دادن این یک چهار ستاره کردم، اما بعد از آن به 5 ارتقا دادم، زیرا نوشتن، مفهوم و اعدام (از لحاظ ترتیب مواد) بسیار عالی بود. اما من رزرو دارم شاید به این دلیل که نوار از همان ابتدا توسط گیلین فلین در جلوی جلوی نوار خالی بود، چیزی در مورد این موضوع «رمان قرن» بود (دقیقا همانطور که من امروز صبح آن را به کتابخانه بازگرداندم). آیا شما از آن متنفر نیستید وقتی که شما باید با رعایت تعالی به یک رمان بروید؟ من فکر می کنم که Id می تواند بیشتر مشتاق باشد اگر Id پیدا کردن این رمان کیفیت از خود من به جای اینکه توسط یک بخش بازاریابی گفت: همچنین مشکل ... خوب، آن را دشوار برای تعریف. این نوشتار نوعی انگیزه ای بی نظیر است که به نظر می رسد به نظر می رسد که هیچ کدام از آن واقعا مهم نیست. آیا شما در@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ من آنها را به دلیلی اصلاح نکرده ام. همه ی این مرگ دلخراش (بعضی از نمایشنامه های واقعی در اینجا)، و در عین حال احساسات من فقط درگیر نبودند. من احساس ناخوشایندی داشتم، اما باید این را داشته باشم، مرا به اشکش کشید. امیدوارم فیلم کار خوبی انجام دهد. مطمئنا فیلم باید باشد و من آن را تماشا خواهم کرد. ژوئن 2016: من فقط این رمان را دوباره خواندم (زیرا در محل اقامت من قرار داشت) و دوباره از آن لذت بردم. آیا این بدان معناست که خداوند در خرابه خوانده است؟ خواهیم دید.
مشاهده لینک اصلی
در ابتدای رمان، متوجه شدم که زمان در یکی از راه هایی است که در داستان «زمان در حال گذراندن»، در یک شیوه ای بودایی و به عنوان نوعی شادابی، مورد بررسی قرار گرفته است. مدت کوتاهی پس از آن اشعار باب دیلان، و در اینجا من صبورانه به نظر می رسد / منتظر می شوید برای پیدا کردن آنچه که قیمت / شما باید برای پرداختن به از / رفتن از طریق تمام این چیزها دو بار در طول سر من اجرا شد. بعدا بعد از یک خشونت خانوادگی از خشونت خانگی، از 1998 فیلم Sliding Doors یاد گرفتم، در مورد یک جزء که متفاوت است تغییر زندگی به طور چشمگیری. اما من نمی توانم در مورد هر رمان دیگری که از آن استفاده می کند، احساس می کنم که به نوعی قانع کننده است و به طرق مختلف به عنوان انگیزه ی آن است. شاید مهم ترین چیز در مورد رمان این است که دست زدن به زمان آن نیست، اما نحوه استفاده از آن برای نشان دادن چگونگی جنگ عجیب و غریب، به ویژه در جبهه های به اصطلاح، در انگلستان و آلمان در طول جنگ جهانی دوم است. من فکر نمیکنم این موضوع تاثیر مشابهی داشته باشد اگر همه اینها به کاراکترهای مختلف به جای فقط یک اتفاق رخ داده باشد. برخی از توصیف های صحنه های رعد و برق من به آنچه که در 11 سپتامبر در نیویورک اتفاق افتاده بود مرا به یاد آوردند، اما آنچه را که در آن ماهها از آن مناظر، بویایی و صداها شنیدید، افزایش دهید. به ساختمان های بی شماری فرو می ریزد و مردم از بین می روند، و به ذکر نیست که همه داوطلبان که در طول ماه های بمباران مواجه با وحشت و وحشت برای غرق شدن برای بازماندگان بودند. همه اینها را به روش فزاینده ای احساس می کردم، و فقط به اندازه کافی (نه خیلی زیاد) برای به دست آوردن نقطه آن در سراسر. همانطور که من نزدیک به پایان، من نمی خواستم آن را به پایان برسد. من مطمئن نبودم که چطور می خواهم آن را پایان دهم (چیزی که من معمولا تعجب نمی کنم) و آن را پایان ندید، همانطور که فکر می کردم ممکن است آن را بخواهم؛ اما همانطور که من این را نوشتم، می دانم که پایان آن با موضوع در ارتباط است. من به کتاب های صوتی گوش نمی دهم و قطعا نمی خواهم با این یکی بخوانم. من چندین بار در چندین کنفرانس، بدون کنجکاوی، نه ضروری، چندین بار برگشته ام. اما اگر من نمی توانستم این کار را انجام دهم، آن را منجر به دیوانگی خواهد شد. تا زمانی که شما خواندن آن را نگه دارید در سر خود را نگه دارید، و من از آن جنبه از آن لذت می بردم. نزدیک به انتها، فرد برای یافتن چیزی پیدا شد، و به طور صمیمانه، تصحیح گذر کرد که دانستن آنچه که بعد از آن می دانستم، تبدیل به یک وحی شد.
مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب زندگی پشت زندگی
خرید کتاب زندگی پشت زندگی
جستجوی کتاب زندگی پشت زندگی در گودریدز
مشاهده لینک اصلی
4.5â ... ... تولد، زندگی، مرگ در یک نمایشگر مجازی انتخابی خود را از استعداد ادبی. جنگ بزرگ، افسردگی، ظهور هیتلر، جنگ جهانی دوم و همه چیز ممکن است که ممکن است به یک دختر بچه در سال 1910 اتفاق بیافتد. اوسولا تاد این کودک است و به نظر می رسد که توسط فلسفه ها، پیشگویی ها و مکرر بودن از دا ججو وو. او چیزهایی را که ممکن است یا ممکن است رخ نداده باشد به یاد می آورد (چگونه می دانیم؟). او از رویاهای تکراری در مورد چیزهایی که ممکن است یا ممکن است نتواند عبور کند وحشت زده می شود و او اغلب احساس می کند دقیقا چه می داند چه اتفاقی می افتد. این داستان او، گیج کننده، گیج کننده و جذاب است. در وسط حباب در انگلستان، یک نوزاد با بند ناف گرد گردن او متولد شده است. â € œ عجله یخ زده از هوا، یک جریان انجماد یخ در پوست تازه در معرض است. او بدون هشدار بیرون از درون است و جهان آشورهای گرمسیری ناگهان تبخیر شده است. در معرض عناصر یک نخود پوست کنده، یک مهره پوشیده شده است. بدون نفس. تمام جهان به این موضوع رسیده است. یک ریه breath.Little، مانند بال های سنجاقک که در فضای خارجی شکست ناپذیر است. بدون باد در لوله محکم. وزوز یک هزار زنبور عسل در مروارید کوچک آویزان گوش. Panic. دختر غرق شدن، پرنده سقوط ... . کمی قلب یک قلب کوچک بی نظیر که به شدت ضرب و شتم دارد. ناگهان مانند یک پرنده از آسمان افتاد. تنها یک شات. سقوط کرد. »\nخوب، این یک راه شگفت انگیز برای شروع داستان / اورسولا تاد بود! سپس اتکینسون یک سناریو دیگر را ارائه می دهد که دکتر از طوفان عبور می کند و او به موقع به مادر می رسد و قیچی جراحی برای بریدن بند دارد. چطوری و این داستان ادامه می یابد، نوعی. @ Darkness @ چندین بار می افتد من نمی دانستم که چگونه بسیاری از زندگی ممکن است اورسولا لذت برده یا تحمل کرد (بعضی از آنها قطعا ساده تر از دیگران بودند)، اما آنها همه جالب بودند. چیزی که من از آن لذت نبردم، در حال حرکت به جلو و عقب در زمان و همچنین بین زندگی بدون هیچ گونه کمک بصری بود - به عنوان عنوان در هر صفحه به یاد من دوره ای که من در مورد خواندن بود. او زندگی می کند در وسط حمله رعد اسا، حفر اجسام از آوار. . . یا شاید او هنوز در آلمان است. . . یا شاید در واقع برای دولت کار می کند. . . فصل اول نوامبر 1930 است، سپس ما به فوریه 1910 و برخی از گزینه های تولد حرکت می کند. سپس به سال 1914، به سال 1910، به سال 1915 و 1918 برمی گردیم. ما در نهایت به سال 1945 می رسیدیم. اگر این تاریخها را در بالا یا پایین هر صفحه داشته باشیم، چیزی، بصری \" . (و یا مقاله رنگی مختلف، مطمئنا، مثل این اتفاق می افتد!) همانطور که بود، اولین بار در مورد شخصیت بالغی که در یک فصل گذشته به عنوان یک کودک فوت کرده بود، خواندنش را درک کردم. سپس آن را گرفتم. این یک گزینه متفاوت بود. شخصیت های مشابه اما پس از آن داستان ممکن است به عقب برگردد و سپس یک دوره زمانی تکرار شود و این شخصیت به طور کامل کار دیگری انجام می دهد (همانطور که اورسولا، البته). و بیشتر به کتاب، ساده تر آن بود که زمان و مکان را با هر نوع â € œendingâ € ما به سمت هدایت شده بود. من با خودم بود که نا امید شدم به ترک، اما من عاشق نوشته های اتکینسون و تصمیم گرفت به او اعتماد کند. بخش شگفت انگیز این است که چگونه اتکینسون مدیریت می کند تا ما را به طبیعت پایه ی اورسولا (شخصیت، استعدادها و ضعف هایش)، بدون توجه به شرایطی که در آن قرار گرفته است، متصل کنیم. من به یک راهنمای بهتر نیاز داشتم، اما این خیلی خوب است که پنج بار کامل در نمودار می شود. چه نویسنده ای
مشاهده لینک اصلی
اولین رمان کیت اتکینسون، صحنه های موزه، با دو کلمه شروع شد: @ من وجود دارم! این یکی میگه، @ من هستم! من دوباره هستم و دوباره @ زندگی پس از زندگی یک شگفتی است. یکی از رمانهای نوآورانه ای که تا به حال خوانده ام، غنی با جزئیات است، زیبایی گرفته و پر از سوالات متافیزیکی در مورد ماهیت زمان، واقعیت، و توانایی یک فرد برای ایجاد تفاوت چشمگیر بر اساس یک پیچ و تاب کوچک از سرنوشت. به طور خلاصه، شگفت انگیز است. در شب سرد و برفی در سال 1910، اوسولا تاد به زودی وارد می شود، یک بند ناف در اطراف گردن او، که مرده است. آن را خراشید. در شب سرد و برفی در سال 1910، اوسولا تاد به زودی وارد می شود، اجازه می دهد که یک بیداری شهوت انگیز، و انتقال امن در این جهان است. اوسولا تاد چندین بار در این رمان هیجان انگیز و قانع کننده و به روش های مختلف می میرد. اما هر بار او پیش بینی های ذاتی خود را برای کمک به او در جلوگیری از تله هایی که پیش از این رخ داده است، به دست خواهد آورد. این به این معنی نیست که نوشتن درباره زندگی دوباره و انتخاب های دیگر توسط نویسنده های معاصر انجام نشده است. لیونل شریور درباره زندگی موازی در جهان پس از تولد می نویسد؛ استفان کینگ در 11-23-63 و غیره به درستی وارد آن می شود. این رمان فوق العاده ای است که این رمان یک اکتشاف لایه ای و ظریف در مورد ماهیت زمان و واقعیت است. همانطور که دکتر اورسولس به او می گوید،Time یک ساختار است، در واقع همه چیز جریان دارد، گذشته و حال نیست، تنها در حال حاضر. @ در خانم Atkinsons جهان، یک شخصیت - Ursula - می تواند تجسم بسیاری از افراد مختلف، اغلب به عنوان یک نتیجه از یک تغییر کوچک. نگاه کنید - در اینجا اورسولا، یک مادر محافظت کننده قوی است. اما دوباره نگاه کن - حالا او معشوقه، الکلی، حتی یک قاتل است. هر حلقه Ursula معتبر است. و هر زندگی می تواند به راحتی اتفاق افتاده است. این روش منحصر به فرد و بسیار هیجان انگیز داستان افسانه ای است که تاریخ تاریخی دو جنگ جهانی و دینامیک خانواده های پیچیده را پوشش می دهد. حافظه Ursulas مانندcascade of echoes @ به عنوان خانم اتکینسون دوباره و دوباره به یک سوال اصلی بازگشته است: @ چه من هیچ واقعیت قابل اثبات وجود دارد؟ اگر چیزی فراتر از ذهن نیست چه می شود؟ با توجه به اینکه انتخاب ها و عواقب رشد می کنند، صحنه اغلب جزئیات کوچک را به نمایش می گذارد. کتاب خواندن اورسولا - یک کلاسیک فرانسوی یا کتابچه راهنمای مختصر پیتمن است؟ واکنش او به یک سگ گمشده است که از مسیر او عبور می کند؟ در سایر کتاب ها، جزئیات مانند این را می توان به راحتی بر روی؛ در زندگی پس از زندگی، آنها حیاتی می شوند. همه چیز می تواند قطره یک سیلندر - یک فشار ساده و یا یک تصمیم بی نظیر تبدیل شود. @ قبل از آن اینجا بود. او تا به حال هرگز در اینجا نبود ... همیشه چیزی غیر از دید، فقط در اطراف گوشه، چیزی بود که او هرگز نمی توانست تعقیب کند، چیزی بود که او را تعقیب می کرد. در یک لحظه، اورسولا به شدت می گوید: فكر كردن. شما فقط باید زندگی کنید پس از همه ما تنها باید تلاش کنیم و بهترین کار را انجام دهیم. ما هرگز نمی توانیم آن را درست کنیم، اما باید تلاش کنیم. اما اگر ما بیش از یک نفر داشته باشیم، چه می شود؟ آه، این سوال وجود دارد ...
مشاهده لینک اصلی
از کجا کتاب دریافت کردم: کتابخانه محلی من. محل: اورسولا در سال 1910 متولد شد یا در هنگام تولد فوت کرد. یا به عنوان یک کودک در اپیدمی آنفلوآنزا. یا زنده ماند مرگ در حمله رعد اسا. یا ادامه داد ... بله، کتاب بزرگ آن چیزی است که اگر داشته باشد. در یک سری از عکس ها، برخی بسیار کوتاه، دیگر به اندازه کافی بلند است که من شروع به فراموش کردن جایگزین وجود دارد، ما امکانات احتمالی زندگی که در آن شخصیت گاهی اوقات آگاه است که آنها ممکن است در جایی اتفاق می افتد را ببینید. این ممکن است او، اگر او می دانست چگونه، قادر به کنترل روند است. پیشرفته و من یک دوست، آنتونی پی، که کاملا به طور جدی در مورد این نوع چیز می نویسد. او ویژگی های هر دو دا ججو و تجربه های نزدیک به مرگ را به یک فرآیند پیچیده تجدید تجربی می دهد که من نمی توانم خوب توضیح دهم، زیرا فقط اولین کتابش را می خواند و نظریه ای را که پشت این نوع ایده بسیار جالب تر از شهود آن است، پیدا می کند . کیت آتکینسون کتاب هایش را بخواند، من تعجب می کنم؟ آیا او مانند بسیاری از ما دوست دارد که در مورد همه موجودات موجود در زندگی فکر کند؟ مثل بسیاری از افراد که به سن متوسط رسیده اند، می توانم انگشت خود را بیش از یک نقطه در زمان که من به راحتی می توانم فوت کرد. در واقع، یک روز بود که مادر من به راحتی می توانست تمام سه دختر خود را به یک جریان تند و زننده در کانال انگلیسی از دست داده باشد ... نوشتن داستان به اغلب با سوال «اگر چه؟» شروع می شود. بنابراین، به عنوان یک نویسنده، من این مفهوم را دوست داشتم. هر دو آن را دوست داشتند و از آن ترسیدند - این رمان به من حداقل یک شب بیخوابی را به من آموخت تا با امکانات کتاب، داستان من و آنچه در زندگی من زندگی می کند، مبارزه کرد. تنظیم این اقدام در چارچوب دو جنگ جهانی هوشمندانه بود؛ این فرصت را برای مرگ ناگهانی و غم انگیز غمگین کرد و یک اختلاف بسیار جالب را در مسیر زندگی اروسولوس فراهم کرد. این فقط داستان اورسولوس نبود. اتکینسون او را به شدت در چارچوب خانواده ای قرار می دهد که اعضای آن به طور کلی همه چیز را تغییر نمی دهند - حتی در سناریوهای مختلف، می توانید ویژگی های شخصیت خود را به طور قاطع در یک جهت مشاهده کنید. در کل، آنها یک دسته بسیار جالب هستند، و به آنها یک بازی خاطره انگیز از دوستان اضافه شده است. هر جا که زندگی اوورسولا او را می گیرد، او در چارچوب قرار می گیرد؛ دوباره، هوشمندانه. من شروع به دادن این یک چهار ستاره کردم، اما بعد از آن به 5 ارتقا دادم، زیرا نوشتن، مفهوم و اعدام (از لحاظ ترتیب مواد) بسیار عالی بود. اما من رزرو دارم شاید به این دلیل که نوار از همان ابتدا توسط گیلین فلین در جلوی جلوی نوار خالی بود، چیزی در مورد این موضوع «رمان قرن» بود (دقیقا همانطور که من امروز صبح آن را به کتابخانه بازگرداندم). آیا شما از آن متنفر نیستید وقتی که شما باید با رعایت تعالی به یک رمان بروید؟ من فکر می کنم که Id می تواند بیشتر مشتاق باشد اگر Id پیدا کردن این رمان کیفیت از خود من به جای اینکه توسط یک بخش بازاریابی گفت: همچنین مشکل ... خوب، آن را دشوار برای تعریف. این نوشتار نوعی انگیزه ای بی نظیر است که به نظر می رسد به نظر می رسد که هیچ کدام از آن واقعا مهم نیست. آیا شما در@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ من آنها را به دلیلی اصلاح نکرده ام. همه ی این مرگ دلخراش (بعضی از نمایشنامه های واقعی در اینجا)، و در عین حال احساسات من فقط درگیر نبودند. من احساس ناخوشایندی داشتم، اما باید این را داشته باشم، مرا به اشکش کشید. امیدوارم فیلم کار خوبی انجام دهد. مطمئنا فیلم باید باشد و من آن را تماشا خواهم کرد. ژوئن 2016: من فقط این رمان را دوباره خواندم (زیرا در محل اقامت من قرار داشت) و دوباره از آن لذت بردم. آیا این بدان معناست که خداوند در خرابه خوانده است؟ خواهیم دید.
مشاهده لینک اصلی
در ابتدای رمان، متوجه شدم که زمان در یکی از راه هایی است که در داستان «زمان در حال گذراندن»، در یک شیوه ای بودایی و به عنوان نوعی شادابی، مورد بررسی قرار گرفته است. مدت کوتاهی پس از آن اشعار باب دیلان، و در اینجا من صبورانه به نظر می رسد / منتظر می شوید برای پیدا کردن آنچه که قیمت / شما باید برای پرداختن به از / رفتن از طریق تمام این چیزها دو بار در طول سر من اجرا شد. بعدا بعد از یک خشونت خانوادگی از خشونت خانگی، از 1998 فیلم Sliding Doors یاد گرفتم، در مورد یک جزء که متفاوت است تغییر زندگی به طور چشمگیری. اما من نمی توانم در مورد هر رمان دیگری که از آن استفاده می کند، احساس می کنم که به نوعی قانع کننده است و به طرق مختلف به عنوان انگیزه ی آن است. شاید مهم ترین چیز در مورد رمان این است که دست زدن به زمان آن نیست، اما نحوه استفاده از آن برای نشان دادن چگونگی جنگ عجیب و غریب، به ویژه در جبهه های به اصطلاح، در انگلستان و آلمان در طول جنگ جهانی دوم است. من فکر نمیکنم این موضوع تاثیر مشابهی داشته باشد اگر همه اینها به کاراکترهای مختلف به جای فقط یک اتفاق رخ داده باشد. برخی از توصیف های صحنه های رعد و برق من به آنچه که در 11 سپتامبر در نیویورک اتفاق افتاده بود مرا به یاد آوردند، اما آنچه را که در آن ماهها از آن مناظر، بویایی و صداها شنیدید، افزایش دهید. به ساختمان های بی شماری فرو می ریزد و مردم از بین می روند، و به ذکر نیست که همه داوطلبان که در طول ماه های بمباران مواجه با وحشت و وحشت برای غرق شدن برای بازماندگان بودند. همه اینها را به روش فزاینده ای احساس می کردم، و فقط به اندازه کافی (نه خیلی زیاد) برای به دست آوردن نقطه آن در سراسر. همانطور که من نزدیک به پایان، من نمی خواستم آن را به پایان برسد. من مطمئن نبودم که چطور می خواهم آن را پایان دهم (چیزی که من معمولا تعجب نمی کنم) و آن را پایان ندید، همانطور که فکر می کردم ممکن است آن را بخواهم؛ اما همانطور که من این را نوشتم، می دانم که پایان آن با موضوع در ارتباط است. من به کتاب های صوتی گوش نمی دهم و قطعا نمی خواهم با این یکی بخوانم. من چندین بار در چندین کنفرانس، بدون کنجکاوی، نه ضروری، چندین بار برگشته ام. اما اگر من نمی توانستم این کار را انجام دهم، آن را منجر به دیوانگی خواهد شد. تا زمانی که شما خواندن آن را نگه دارید در سر خود را نگه دارید، و من از آن جنبه از آن لذت می بردم. نزدیک به انتها، فرد برای یافتن چیزی پیدا شد، و به طور صمیمانه، تصحیح گذر کرد که دانستن آنچه که بعد از آن می دانستم، تبدیل به یک وحی شد.
مشاهده لینک اصلی